تبلیغات
او خواهد آمد... - مطالب فروردین 1393

حجم تنهایی او، بیشتر از بودن ماست...


تاریخ:چهارشنبه 27 فروردین 1393-06:38 ب.ظ

میشود بابا صدایتان کنم؟

بابایش کنارش نیست...

میداند دیگر همراه پدرش نمی تواند به پارک برود،

نمی تواند تاب بازی کند،

بابایی نیست که از سر کار برگردد و او را در آغوش بفشرد...

بابایی نیست که شب ها که خوابش برد بر گونه اش بوسه بزند...

همه ی این ها را میداند اما آرام است.

با تمام کودکی اش میفهمد هرکسی نمی تواند شهید شود...

با تمام خردسالی اش میفهمد بابایش چه ها کرد و برای چه رفت...

دلتنگ است اما در دامان مادر نمی گرید...

با تمام کودکی اش میفهمد نباید داغ مادر را تازه کند...

مثل یک مرد بغضش را قورت میدهد و لبخند میزند...

اما خوب میداند کسی هست که بوی پدرش را میدهد...

هرچند کودک است، اما بهتر میفهمد پدرش به عشق چه کسی جنگید...

آری! او بوی پدرش را میدهد...

جلو میرود و آرام زمزمه میکند:«میشود بابا صدایتان کنم آقا؟»

او بهتر نصیحت های پدرانه ی آقایمان را می فهمد...







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا و جانبازان 
نویسنده :ندای سکوت...
تاریخ:چهارشنبه 27 فروردین 1393-06:29 ب.ظ

گریه نکن مادر...

«مامان!


نبینم که یه وقت گریه کنیا!

بابا ناراحت میشه ها!

اگه گریه کنی پاتو میکنم تو تله موش!

ناراحت نباش دیگه!»

«نه دخترم!

من به آرمیتا قول دادم که گریه نکنم.»

با بغض میگفت...

دخترک هم ناراحت بود ولی به رویش نمی آورد...

هنوز هر جایی که میتواند نقاشی لحظه ی شهادت پدرش را میکشد...

هنوز پرپر شدن پدرش را به یاد دارد . اما...

گریه نمی کند. بی تابی نمی کند...

شاید نمی خواهد اجرش ضایع شود...

شاید نمی خواهد دل پدرش را برایش تنگ تر کند...

شاید هنوز در خواب های کودکانه اش با پدرش حرف میزند...

شاید...










داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا و جانبازان 
نویسنده :ندای سکوت...
تاریخ:چهارشنبه 27 فروردین 1393-05:47 ب.ظ

جنگ...

مه جا میگویند «جنگ نرم».


اما کو کسی که گوشش به این حرف ها بدهکار باشد؟

دل ها دیگر سنگ شده اند...

روحانی مدرسه مان میگفت اگر امر به معروف دلسوزانه باشد، روزی اثر خواهد گذاشت...

ناغافل از اینکه برخی ها دین را بازیچه ی دست کرده اند.

برای بی حجابی می جنگند و عشق امام زمان(عج) را به سخره می گیرند...

گاهی از این همه صبر خدا گله میکنم....

این تحمل ها تا کی؟

پس چرا مهدی فاطمه (عج) نمی آیند...

خدایا! بغض هایمان سنگ شده اند دیگر...

بغض دردناک است خدا...

به دست او میشکنند...

خدایا! یوسف زهرا (عج) کجاست؟

این صبر تا کی؟





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ندای سکوت...
تاریخ:چهارشنبه 27 فروردین 1393-05:35 ب.ظ

و چه تلخ...

بگذارید هر کسی هرچه میخواهد بگوید...


برخی ها راه گم کردن را دوست دارند،

تا سرشان به سنگ نخورد نمی فهمند...

نصیحت های پدرانه تان را نمی فهمند؛

دغدغه ی ایمان و فرهنگ را از چشمانتان نمی خوانند...

پشت آینه ی چشمانتان نگرانی هایتان را نمی بینند...

برخی ها دیگر جز خودشان هیچ نمی بینند...

دلتان نگیرد آقا!

بالاخره خواهند فهمید.

اما می ترسم خیلی دیر شود...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : رهبری و ولایت فقیه 
نویسنده :ندای سکوت...
تاریخ:سه شنبه 26 فروردین 1393-07:55 ب.ظ

گزینه ی ما



منبع:وب انتظار
simnpJk_535.jpg



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ندای سکوت...
تاریخ:سه شنبه 26 فروردین 1393-07:49 ب.ظ

برای سلامتیشان صلوات

این روز ها دغدغه هایش بسیار است
این روزها شاید دنبال چاهی است برای گفتن دردهای دلش
این روزها گلویش خسته است بس که فریاد زد از دغدغه فرهنگ
این روزها قلبش سنگین است چون تهاجم فرهنگی را می بیند
.
.
.
و این روزها خیلی ها روزهای عمرش را می شمارند به امید ....
برای سلامتی سید عزیزمون، برای رفع همه دغدغه هایش،برای طول عمر با برکتش
سه صلوات بفرستیم

(سایه اش بالای سر ملتمان! انشالله پرچم این ممکلت را به دست خودشان تقدیم به دستان مبارک آقا صاحب الزمان(عج) کنند.)
13890925_3310738.jpg






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : رهبری و ولایت فقیه